|
نوشتیم موسوی خواندند احمدی!! یادداشت های روزانه
| ||
|
چند هفته پیش مجید جلالی مصاحبه ای با خبر گذاری دویچه دله انجام داده بود که درباره فوتبال ایران در سال 2011 صحبت کرده بود که در مصاحبش درباره فوتبال المان هم حرف های جالبی زده بود که حالا مصاحبشو گذاشتم که بخونید... تیم ملی فوتبال آلمان با کسب ۱۰ پیروزی در ۱۰ دیدار مقدماتی جام ملتهای اروپا عملکرد چشمگیری را در سال ۲۰۱۱ داشت و با نمایش فوتبالی مدرن، تک ضرب، تیمی و با مهارت کیفی بالا، جهان فوتبال را بهتزده کرد. دلایل پیشرفت فوتبال ملی آلمان را در چه نکاتی میبینید؟ من یادم هست که در سال ۲۰۰۱ یک کلاسی داشتیم و در آن کلاس آقای بیزانس مبحثی را تحت عنوان «چالش فوتبال آلمان برای جام جهانی ۲۰۰۶» مطرح کرد. ایشان آنجا در طرحی که داد، گفت که فوتبال آلمان چالشهایی دارد، بههرحال استعداد در آن الان کم است و ما باید اقداماتی کنیم که خانوادهها گرایشبیشتری به سمت فوتبال پیدا کنند، چرخهی تولید را در فوتبال فعال کنیم و بازیکنان جوان را بیآوریم و در تیم ملیمان تغییر نسل ایجاد کنیم. آلمانیها حتی جام جهانی را هم با این هدف که اقبال عمومی را برگردانند به فوتبالشان، برگزار کردند. بعد از آن همزمان با برگزاری جام جهانی، آنها تغییر نسل را در دستور کارشان گذاشتند و حالاهم دارند بهرهبرداری میکنند. مسلماً این حاصل یک برنامهریزی بلند مدت است که فوتبال آلمان انجام داده و الان میبینید که یک تیم ملی جوان، خوب، قدرتمند دارد و به طور مسلم یکی از امیدهای اصلی قهرمانی در یورو ۲۰۱۲ است.
در فوتبال جهان در حال حاضر به نظر شما چه تیمهایی حرف نخست را میزنند؟ من فکر میکنم تیمهایی مثل هلند، آلمان و اسپانیا به مراتب تیمهای بهتری هستند. در سطح بینالمللی به نظر من باز فوتبال آلمان خودش را خیلی طرح کرده است و بههرحال الان خیلیها به آن توجه دارند. رشد سریع فوتبال آلمان میتواند بهعنوان یک الگو برای خیلی از کشورها مطرح باشد. چه چشماندازی دارید برای سال ۲۰۱۲ در جهان فوتبال؟ آیا فاصلهی آلمان با اسپانیا کمتر خواهد شد و آلمان روزی خواهد توانست حرف اول را دوباره در فوتبال جهان بزند؟ فوتبال آلمان، هرچند امید اول است، اما دورهی راحتی نخواهد داشت، چون با بازیهایی که در سال ۲۰۱۱ انجام داده، توجه بسیاری را به خودش جلب کرده است. مسلماً مربیان تمام دنیا با یک دید عمیقتری به این تیم نگاه میکنند و دوست دارند که راههای شکست دادن این تیم را پیدا کنند. در واقع همان بلایی که سر اسپانیا آوردند. مسلماً اگر آلمان بخواهد به این سیر صعودیاش ادامه دهد، آنها هم باید به سمت راههای پیشرفتهتری بروند. آن چیزی که الان انجام میدهند. آلمانیها میتوانند در زمین خودشان جمع شوند، خیلی خوب دفاع کنند و فوقالعاده سریع حمله کنند. در بخش حملهی سریع و ضد حملههای سریع، آلمان الان واقعاً کارآمد است، اما این چیزی نیست که بتواند بهعنوان یک شکل پایدار برای همیشه بماند. آنها در بدنهی بازی، در طول ۹۰ دقیقه هم، به طور حتم باید به پیشرفتهایی برسند. فوتبال تیم ملی آلمان در حال حاضر چه چیزی را در مقایسه با تیم ملی اسپانیا کم دارد؟ آلمان الان در لحظات بسیار کارآمد بازی، اثرات خیلی قوی دارد. مثلاً این که تصمیم بگیرد یک دفاع فشرده انجام دهد و در لحظاتی که لازم میبیند خیلی سریع حمله کند. اما اینها همهی لحظات بازی نیست و من اسمش را میگذارم بدنهی بازی. در بدنهی بازی الان اسپانیا به مراتب از تمام تیمهای دنیا جلوتر است و اگر آلمان بخواهد یک تیم مقتدر و بدون رقیب باشد، باید بدنهی بازیاش هم به پیشرفتهایی برسد. به امید قهرمانی المان در یورو 2012
[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 15:13 ] [ داوود خدایاری ]
چرا ژاپن پیشرفته شد ؟ مدیر گروه معماری دانشگاه ...
دفتر رئیس دانشگاه توکیو
لازم نیست در بزنید لطفا وارد شوید
فقط ادعا داریم..همین
[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 23:34 ] [ داوود خدایاری ]
یک روز، غمگین در خیابان قدم می زدم... فکر اینکه دنیا، پر از نامردیست، پر از ظلم است، سخت مرا آزار می داد. تا اینکه در آن روز کودکی را دیدم، که با شوق و ذوقی فراوان در پی گرفتن پرنده ای می دوید، از خنده ی آن کودک خندم گرفت... در آن روز زوج مسنی را دیدم، که پس از سالها چنان می گفتند و می خندیدن که گویی خوشبخترین آدم های روی زمینند، از شادی آنها شاد شدم... در آن روز جوانی را دیدم، در حالی که برخی ها با بی اعتنایی از کنار کودک فقیری رد می شدند، او را به خوردن یک وعده غذا دعوت کرد، از بزرگواری آن جوان اشک شوق ریختم... در آن روز فرزندی را دیدم، که داشت شاخه گلی را تقدیم مادرش می کرد، از خوشبختی آنها به وجد آمدم... در آن روز خیلی ها را دیدم، فقط خوبی بود... نه اندوهی و نه غمی، نه ظلمی و نه تحقیری... در آن روز خدا را دیدم... و آن روز من هم خندیدم با تمام وجود، طوری که آسمان و زمین از صدای قهقه ی من خندشان گرفت... و دانستم دلخوشی هایم کم نیست، زندگی باید کرد... سلام دیگه خسته شدم..کسی هیچ نظری نمیده.منم خودم واقعا دیگه حوصله مطلب نوشتن و پست دادن رو ندارم..وقتشم ندارم,حجم درسا امون نمیده .بعد چهار سال و خورده ای شاید دیگه واسه همیشه در این وبلاگ رو تخته کنم.
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 1:7 ] [ داوود خدایاری ]
وضيحاتي در مورد پرسپوليس به همراه تصاوير بازسازي تخت جمشيد
Clip2Ni.Com | توضيحاتي در مورد پرسپوليس به همراه تصاوير بازسازي تخت جمشيد
فیلسوف آلمانی فردریک هگل می گوید :
"اساس توسعه جوامع انسانی با تاریخ ایران آغاز می شود، و این نقطه ی سرآغاز تاریخ جهان است."
تخت جمشید (Takht -e- Jamshid) نام محلی است که پایتخت داریوش بزرگ است؛ که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مهمترین مجموعه باستانی هخامنشی در ایران است. این مجموعه بی نظیر در دامنه کوه رحمت (کوه مهر)، در مقابل جلگه مرودشت و 55 کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد. یونانیان و به تبع آنها اروپائیان، گاهی آنرا "پرسه پلیس"، "پرسَپُلیس" (با کسر "پ" اول، فتح "سین" اول و ضم "پ" دوم) یا "پرسپولیس" (persepolis) می خوانند؛ اما نام تاریخی آن که در کتیبه های کاخ ها ثبت شده پارسَه (parsa) به معنای شهر مردمان پارسی است.
مجموعه تخت جمشید یا پرسپولیس که روزگاری به ثروتمند ترین شهر روی زمین مشهور بود، مظهر نبوغ هنرمندان عصر هخامنشی و پایتخت تشریفاتی بزرگترین امپراطوری باستان است. داریوش این شهر را در سال 519 قبل از میلاد تاسیس کرد تا این شهر باشکوه ترین پایتخت هخامنشی در میان چهار پایتخت شوش، اکباتان، بابل و پرسپولیس باشد که به طور حساب شده در مناطق مختلف برپا شده بودند تا در اداره این امپراطوری گسترده به پادشاهان هخامنشی کمک کنند.
پرسپولیس(شهر پارسی) واقع در 70 کیلومتری شمال شرقی شیراز امروز در جنوب استان فارس، توسط داریوش اول و جانشینانش طی 50 سال ساخته شد. این مجموعه به وسعتی به مساحت 125.000 مترمربع به خاطر داشتن کتیبه های حیرت انگیز سنگی، معماری بی همتا و ستون های چوبی ساخته شده از سروهای لبنانی و درختان ساج هندی در نوع خود بی نظیر است. در میان سنگها از هیچ گونه ملاتی استفاده نشده اما در بعضی نقاط، سنگها را با بست های آهنی به نام دم چلچله ای به هم اتصال داده اند و از چفت هایی سربی استفاده کرده اند. آثار تاریخی به جای مانده در آن، از باشكوه ترین مجموعه های تاریخ ایران و جهان است. این بنا در زمان داریوش اول از پادشاهان هخامنشی در سال 518 قبل از میلاد به قصد ایجاد پایتختی آئینی در جلگه مرودشت، بر دامنه كوه مقدس رحمت (كوه مهر) بنیان نهاده شد و ساخت آن جمعا حدود 120 سال به طول انجامید.
در آن زمان هر سال در تاریخ 21 مارس(اول فروردین) نمایندگان قلمروهای مختلف تحت کنترل داریوش به پرسپولیس می آمدند تا نوروز را جشن بگیرند و بهترین هدایا را برای پادشاه می آوردند. حکاکی های پرسپولیس بیانگر حضور باختری ها، بابلی ها، فینیقیه ای ها، اتیوپیوئی ها و افغانی ها با هدایای گرانبهایی مانند طلا و عاج است.
هیئت نمایندگان به رهبری یکی از رجال ایرانی یا مادی از پله های دو طرفه ای بالا می رفتند که انتهایش در مقابل دروازه ملل قرار می گرفت. پس از عبور از این پله ها آنها به یک مجموعه تشریفاتی باشکوه می رسیدند. در دو سوی دروازه ملل پیکره دو گاونر سنگی که نماد نگهبانی هستند، وجود داشت. دروازه ملل یک تالار بزرگ با 4ستون دارد. در ورودی های شرقی و غربی پیکره های شیر با سر انسان وجود دارد که نام خشایارشاه به سه زبان روی آنها حک شده است.
رجال حکومتی پس از ورود به تالار بزرگ روی نیمکتهای مرمری سیاه می نشستند تا به نوبت به پادشاه ادای احترام کنند. پس از عبور مقامات نظامی از در شرقی به سمت کاخ صدستون، ماموران هدیه به دست، به سمت قصر آپادانا هدایت می شدند. آپادانا، ساخته شده توسط داریوش کبیر، مجلل ترین کاخ پرسپولیس می باشد. این قصر دارای یک تالار مدور است با 72ستون 20متری که 13امین ستون هنوز هم پابرجاست.
تالار حضار با فرشهای چندرنگی پوشیده و دیوارهای آن با کاشی های زیبا و دیگر تزئینات آراسته شده بوده است. در سه سوی قصر ایوان مثلث شکل با دو ردیف ستون شش ایی ساخته شده است.
تالار تاج گذاری یا قصر صدستون توسط خشایار شاه پایه گذاری و توسط اردشیر اول به اتمام رسید. ستونهای این قصر از مرمر سیاه با سرستونهای شکل گاو نر ساخته شده است. این بنا هشت راهروی سنگی با تصاویر تاج و پادشاه دارد. این قصر با مساحت 4600 مترمربع بزرگترین بنا در این مجموعه بوده و صدها نظامی را در خود جای می داده است.
قصر تریپلون یا تالار مشورت توسط پادشاهان هخامنشی برای تشکیل جلسات مشورتی بین رجال عالی رتبه ایرانی و مادی و دیگر مقامات مورد استفاده قرار می گرفته است. نقوش بر جای مانده روی دیوارها حاکی از اجرای مراسم نوروز است؛ مردانی دیده میشوند که دست در دست یکدیگر در حال صحبتند و دیگران در حال حمل گل و شکوفه و چیزهای گرد به شکل سیب یا تخم مرغ رنگی هستند.
گنجینه امپراطوری از اولین بناهای ساخته شده در پرسپولیس است که تاریخ دانان از آن به عنوان شهر جواهرات یاد می کنند. بخش اعظم بنا در حمله اسکندر در سال330 قبل از میلاد تخریب و جواهرات آن چپاول شد و آثار دو قرن تمدن و شکوه از بین رفت.
در میان اشیای کشف شده تعدادی لوح وجود دارد که اطلاعات ارزشمندی درباره کارگران پرسپولیس می دهد. این کتیبه های ایلامی بیانگر آن است که کارگران پرسپولیس برده نبوده و در مقابل کار حقوق دریافت می کرده اند. آنها همچنین نشان می دهند که کارگران پرسپولیس ناظران زن داشته اند و گاهی حقوق آنها دوبرابر مردان بوده و مرخصی های زایمان داشته اند. با کشف الواح گلی تخت جمشید شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگاری گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت. زیرا این اسناد حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرها، اعم از عمله، بنا، نجار، سنگتراش، معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح، سند هزینه یک یا چند نفر است. کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند؛ از ملتهای مختلف، چون ایرانی، بابلی، مصری، یونانی، عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همه آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران به شمار می رفتند. گذشته از مردان، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند. مزدی که به کارگران می دادند غالبا جنسی بود نه نقدی، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام "شکــل" سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند. اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شد عبارت بود از: گندم و گوشت.
داریوش، تاچارا یا تالار آیینه را به عنوان قصر خصوصی خود ساخت. این تالار با سنگهای صیقلی پوشیده شده بوده که در اثر تابش نور از پنجره ها تصویری منعکس می شده است. هدیش قصر اختصاصی خشایار شاه بوده است. این کاخ با مساحت 2،250 مترمربع اولین مکانی بود که اسکندر به آتش کشید. در قسمت جنوبی هدیش، کاخ ملکه بوده که زنان سلطنتی آنجا مستقر بودند.
مجموعه تخت جمشید شامل هفت كاخ (تالار)، نقوش برجسته، پلكانها، ستونها، و دو آرامگاه سنگی است و جمعا بیش از سه هزار نقش برجسته در ساختمان ها و مقبره های تخت جمشید وجود دارد كه به طرز خارق العاده ای هماهنگ می باشند. از آنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده؛ تنها می توان تصویر مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره گیری از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد. نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که بخش هایی از این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در حدود 70 سال قبل کشف شد که همین آثار ارزشمند ویژگی های کلی ایرانیان خردمند و اصیل را بازگو می کنند.
در تصاویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست
هیچکس سوار بر اسب نیست
هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید
و در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد
این ادب اصیل ما ایرانیان است:
نجابت
قدرت
احترام
ایمان
مهربانی
خوشرویی
هموطن ایرانی، ایرانی اصیل بمان و برقرار باش
[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 12:46 ] [ داوود خدایاری ]
به نامش و در پناهش سلام به همه دوستان با نقد آهنگ رضا پیشرو به نام سکوت در خدمتتون هستیم مقدمه درباره ی رضا پیشرو : رضا پیشرو یکی از قدیمی ترین رپ کن های رپ فارسی هست که البته کار خودش رو با نام 3pac و برگرفته از نام پدر رپ جهان شروع کرد. رضا در اون زمان رویاهای بزرگی در زمینه ی رپ داشت که به نظر می رسد شروع ترقی رضا از آهنگ "توبه" که با همراهی "حسین ابلیس" بود شروع شد. در آن زمان حسین رپ کن شناخته شده ای بود این فیت رضا با حسین، موجب شد رضا تو مسیری بیفته که امروز توش حضور داره. رضا پیشرو بعد از آشنایی با "سروش هیچکس" به درخواست او نام خود را به پیشرو تغییر داد. این دو نفر به کمک هم دیگر قوی ترین گروه رپ فارسی در آن زمان یعنی گروه "صامت" را تشکیل دادند که از آن پس همکاری های رضا و سروش بسیار زیاد شد و همین عامل هم باعث شد که رضا در کنار سروش بسیار مطرح شود و حتی از دید بعضی ها در مقطع خاصی (!!!) از او جلو زد. رضا پیشرو در همکاری هایش با هیچکس آهنگایی مثل بازم کلان ، برو جلو ، دیوونه و جیب بابا رو پخش کرد که شاه ترک همکاری این دو نفر آهنگ بازم کلان بود که به نوعی رپ فارسی رو منفجر کرد و تقریبا میشه گفت تو اون زمان بعد از "اختلاف"، معروفترین آهنگ همین "بازم کلان" بود. رضا پیشرو در کنار هیچکس پله های ترقی را یک به یک طی کرد و حاصل آن فیت های بسیار زیبا با امیر تتلو، مسعود سعیدی، رضایا، قاف، تهی، فلاکت و بهرام بود. در همین دوران رضا گروه نابغه ها رو تشکیل داد که بعد از مدتی از هم پاشید. رضا بعد از آن "صامت" را رها کرد و به دنبال پول رفت که دوران افت رضا از همین زمان آغاز شد. رضا از اواخر سال 87 تا اوایل سال 89 یک سال و نیم کابوس واری را سپری کرد که طی آن با رپ کن های ضعیفی همچون: علی اوج، نابغه، آرمان، کارو، امین توقیف، بیگ بوی و ... فیت های واقعا ضعیفی داد و کارهای نسبتا قوی او مانند: خورشید نمیخوابه، هوهو چی چی و جنگ و بیزنس زیاد به چشم نیومد. بالاخره رضا بعد از یک سال و نیم یکی از ترک های آلبوم خود را بیرون داد تا نشون بده هنوز میتونه قوی باشه و دیگه به نظر میرسه از اون فیت های ضعیف خبری نیست. ما هم امیدواریم رضا زودتر آلبومش رو بده بیرون تا هم به خودش یه تکونی داده باشه هم اینکه رپ فارسی رو از این ساکن بودن خارج بکنه. مقدمه درباره ی آهنگ : آهنگ سکوت یه آهنگ تقریبا عرفانی هست که رضا توش سعی میکنه به مخاطبش امید بده و تجریبات خودش رو بیان کنه، که این رو میشه از همون کروس دریافت کرد. درسته که این سبک رضا تقریبا تکراری شده ولی به نظر میرسه رضا بعد از مدت ها تونسته تو این سبک طرفداران رپ رو راضی کنه. استایل رضا واقعا زیبا شده (اما کوبندگی سابق رو نداره)، ریتم آهنگ هم یه آرامش خاصی به آدم میده که واقعا گوش دادن به بیت خالی این آهنگ هم آدم رو آروم میکنه. رضا تو این آهنگ سعی میکنه با صداش به شنونده آرامش بده و دیگه اون خشونت صداش که تو آهنگایی مثل: خیانت، افکار شیطانی، هوهو چی چی، جنگ و بیزنس و ... دیده نمیشه. مشخصات آهنگ : زمان آهنگ 3 دقیقه و 51 ثانیه هست. آهنگ از یه اینترو، 3 کروس، 3 ورس و یه اوترو تشکیل شده که زمان آهنگ هم مناسب اجزای کار هست. اینترو : ميگن همه چه خوبه. شيطان هيچ تسلطي بر من نداره. من دنياي آبي خودمو نقاشي ميکنم و کاري به کسي هم ندارم. نه ... فقط سايه مو دنبال نکن ! هيچ وقت !!! رضا تو اینتروی آهنگ سعی میکنه شنونده رو برای شنیدین یه کار عرفانی آماده بکنه و اشاره میکنه که من تلاش میکنم جامعه ی خوبی (آسمون آبی) داشته باشیم و تو هم فقط به حرفام گوش نده بلکه برو یه کم هم عمل کن. ورس 1 : نميمونيم زير ديوار / نور هنوز تو آسمونه خدا به هممون ميگه بيا اين که يکي زياد يکي کم / خودت ميخواي بشي در زیر دیوار موندن شاید اشاره به ضعف آدم و عدم دوست داشتن خدا باشه. رضا میگه که خدا همه ی انسان ها رو دوست داره و اگر به یکی کم و زیاد داده دلیل بر برتری اون شخص نیست، خدا همه رو یکسان دعوت میکنه و تویی که داری میگی خدا تو دعوت آدم ها به خوبی عادل نیست، داری بهونه میاری و خودت با خدا بودن رو نمیخوای. سفيديا سفيدن ببينم / اووو با خودت چي کار کردي؟ تا چند وقت ديگه نور خورشيد ميره مياد سردي / بي خود بيراه رفتي رضا داره به شنونده میگه که از خواب غفلت بیدار شو و خوبی های دنیا رو ببین و برو دنبالشون. چرا همه ی عمرتو به بطالت گذروندی ؟؟ آماده باش که اگه بخوای خوب باشی میتونی خوب بشی !! تو آدمي از اينجا شروع کن زندگي بي حالت ني / زمين يه مدرسه اس با معرفت بي دردسري تو توش با قلب سبز / اما سنگامون ميشن در قلبت تنگ / امروزو ببين از آينده بعد بترس تو این بخش پیشرو میگه که ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است و میتونی از همین الان هم شروع کنی واسه یه زندگی خوب. میشه از زندگی چیزای خوب یاد بگیری. پس تلاش بکن. بی خیال اطراف و اطرافیانت نباش که چیزی جز تنهایی نصیبت نمیشه. ماماااان برام کاراي زيادي کرد مرسي / با تو وجود سياهي ام ترکيد نگاتيو عکسا زياد ميشن قيچي / ديگه با خدام برام بيماري هم عيب ني رضا اینجا اول از مادرش تشکر میکنه که دیگه شنیدن یه همچین تیکه هایی از رضا چیز دور از ذهنی نیست و رضا بارها از مادر و پدرش تو اهنگاش حرف زده. اونجا که میگه نگاتیو عکسا زیاد میشن قیچی شاید داره اشاره میکنه به اینکه خاطرات بد گذشته که کم کم داره از بینشون میبره و به خوبی های آینده فکر بکنه. بعدش میگه که وقتی با خدای خودم هستم حتی بیماری (شایدم مرگ !!!) برام چیز بدی نیست و ازش نمی ترسم و بدم نمیاد. بررسی کلی ورس 1 : در کل ورس 1 داره میگه که باید نا امیدی ها رو رها کرد و به صدای خدا که ما رو به سمت خوبی دعوت میکنه گوش کرد. رضا داره میگه که اگه عمرت تا اینجا بیهوده به هدر رفته سعی کن تا با شروعی دوباره این از دست رفتن عمر رو جبران کنی. تو ورس 1 رضا سعی میکنه با مرور خاطرات بد خودش چراغ راه آینده ی شنونده رو روشن بکنه. از لحاظ فنی هم ورس 1، استایل رضا بسیار زیبا شروع میشه ولی به مرور با رفتن به سمت پایان ورس 1 یه مقدار افت تو استایل رضا دیده میشه. تکست هم بی نقص نبود. یه مقداری از لحاظ قافیه بندی جابه جا شده بود که من شخصاً با این استایل حال میکنم ولی خوب خیلی ها یه همچین کاری مورد قبولشون نیست !! ورس 2 : يه کم دورتر از بالاي کوه من / حرف ميزنم بگو کي اونا رو گوش کرد ؟ آدماي هوشمند که پوشک نمي بندن و خوبن دوست سکوتن / جلو سقوطمو گرفتن و دورتر / گفتن بايد بي کدورت از غروب عبور کرد دورتر حرف زدن شاید معناش پر رمز و راز تر حرف زدنه. گوش کردن هم شاید اینجا قصدش عمل کردن به این حرفا باشه. تو قسمت آخر این بخش هم رضا میگه باید از سختی ها و مشکلات زندگی بدون ناراحتی عبور کرد، اونا رو شکست داد و حتی باید از شکست دادنشون شاد بود! غولاي آهنين زيادن تو دنيا /منم بدی های رو جا ميندازم تو گودال و ماه نمي نويسم و تو حبابم نيستم / چرا روح من دست و پا زده انقد ؟ تو لجن جسم/ يعني باور کنم که دنيا قشنگه تو قفس چشم؟ رضا اینجا از بدی های دنیای امروز حرف میزنه و میگه که میخواد این بدی ها رو از بین ببره. تو حباب نبودن هم شاید کنایه از آزاد بودنه، یعنی بعد از دست و پا زدن روح تو لجن جسم (یعنی روحش اسیر جسمش بوده)، حالا میخواد آزاد زندگی بکنه. قفس چشم هم یعنی دیدن مادیات دنیا. رضا میگه که مادیات دنیا رو هر جور بخوای نگاه کنی در مقابل معنویاتش واقعا زشت و بی رنگه. بري بسازي يه جزيره بغل قشم / مزنه ي دنيا رم بدي هرس کشت اراده کرد ديگه زندگي شده باب من واقعا / ستاره ها رو لمس مي کنم هنگام شب جزیره ساختن شاید استعاره از ساختن یه دنیای مجازی مادی باشه. رضا میگه که اینجوری زندگی کردن (همون بی توجهی به مادیات) موجب میشه زندگی همونی بشه که میخوای و به همه ی آرزوهات میرسی. بررسی کلی ورس 2 : تو ورس 2 رضا داره، راه های رسیدن به پیروزی و خوشبختی رو بیان میکنه و بی ارزشی دنیای مادی رو بیان میکنه. رضا داره میگه که اگر به حرفای من گوش بدی و راهی رو که من میگم پیش بگیری حتما به آرزوهات میرسی.استایل رضا تو ورس 2 بسیار بسیار زیباتر از ورس 1 هست و تکستش هم واقعا زیبا میشه. به جز یه اشکال که تو بخش نقطه ضعف های آهنگ بهش اشاره کردم. ورس 3 : ميخوام اسير سکوت نشي / نري ورقاتو پاره کني حرفاتو بروز ندي نيمکتا کهنه ميشن و سر همون صف / آدماي پارسال واي نميسن تو این دو بیت داره اشاره میشه به اینکه آزاد باش و واقعا حرف دلت رو بزن و نذار سانسورت کنن. آزاد زندگی بکن که زمان زود میگذره و ممکنه خیلی زود این دنیا رو ترک کنی و جاتو به نسل بعدی بدی !!! نه تابعي هست نه عابري مرد / من ميخوام خيابوناي واقعي تر خريدار ترکاي دستم هستي ؟ / نه .. تو هم مثل همه اونا غلط کردي میگه که دیگه دنیا آدمای صاف و صادق نداره و من یه دنیای واقعی تر میخوام (و براش تلاش هم میکنم) . تو چه قدر به زحمات من ارزش میدی؟ میدونم که تو هم مثل باقی فقط داری شعار میدی. اين نيز بگذرد يه روز نوه هامو مي بينم / خاندانم همه جا رو ميگيرن همه ي رفيقام دوستاي خدان / ما هم ميشينيم شب و روز پاي دعا این دوران سیاهی و بدی هم یه روزی میرهو روزای خوبی میاد که نوه هام (شاید نوه هاش رو نماد آدمای خوبی که راهشو ادامه میدن گرفته باشه و دقیقا منظورش بچه هاش نباشه.) همه ی دنیا رو تو دستاشون میگیرن و به خوبی اداره ش میکنن. همه ی کسایی که منو دوست دارن، خدا رو هم دوست دارن. منم شب و روز به خاطر این لطف خدا ازش تشکر میکنم. اما با دستا نه با افکارم / تو درسا ميکشم هر ساعت ساعت در راه دوست بايد شارگ ها زد / بيداريم تا بکنن ما رم باور این بیت اولش ادامه ی بیت قبلی هست که تشکر من از خدا تو قالب دعای معمولی (دست بالا بردن و گریه کردن) نیست و با تفکر و عمل سعی میکنم به همه ی چیزای خوب دست پیدا کنم (البته تو این راه تلاش هم میکنم). تا روزی که منو جدی نگرفتن به کارم ادامه میدم. بررسی کلی ورس 3 : رضا ورس 3 رو بسیار زیبا و با احساس شروع میکنه و در حقیقت داره دنیایی رو که آرزوش رو داره توصیف میکنه. احساس رضا تو این ورس بسیار بسیار زیباست و به نظرم اگر این ورس از لحاظ استایل یا تکست اشکالی داشت (که به جز 1 مورد نداشت !)، کاملا گم می شد. زیباترین بخش ورس 3 جایی هست که میگه "با افکارم دعا می کنم و ..." !! در کل ورس 3 نقطه ی عطف آهنگ بود. آهنگ سکوت یه مزیتی که داشت این بود که هر ورس نسبت به ورس قبلی کامل تر و زیباتر شده بود. کروس : چرا خيلي ها نا اميدن ؟؟ / من تو لحظات کمبودت با تو ميشم اون که بد بود و نارو ميزد باد و ميزد / آينه ي زندگيتو بکن صاف و بي خط نگو خيلي ها نا اميدن / من تو لحظات کمبودت با تو ميشم اون که بد بود و نارو ميزد بادو ميزد / آينه ي زندگيتو بکن صاف و بي خط رضا داره میگه که نا امید نباش که من تو لحظات ناامیدی در کنارت هستم. اونی که به تو بدی کرد کاراش تو خالی هست و (اگر تو بخوای) نمیتونه هیچ ضربه ای بهت بزنه. سعی کن پاک زندگی کنی !!!! اوترو : هر چي ميخواي تصور کن. مال توئه. فقط بد نباش !!! زیباترین بخش کار همین اوترو آهنگ هست که به شنونده اجازه میده که هر برداشتی (البته برداشت درست و خوب) از این آهنگ داشته باشه بررسی فنی آهنگ : آهنگسازی کار رو برخی از سایت ها نوشت به عهده ی رضا بوده و برخی ها هم نوشتن به عهده ی حمید پناهی بوده ولی خوب تنظیم کار مال حمید پناهی بوده. آهنگسازی کار واقعا ملایم و زیبا هست و صدای پیانو که تو بک گراند آهنگ هست واقعا به شنونده احساس آرامش میده. کیک کار هم به دو صورت بود که بعد از هر 3 کیک ساده یه کیک تلفیقی هم وجود داشت که واقعا اگر کار رو دو بیت دو بیت جدا کنیم آهنگ رو واقعا زیبا میکنه. یه نقطه ضعف تو آهنگسازی این بود که تفاوتی توی بخش ورس ها با کروس دیده نمیشد و از یه ریتم نسبتا یکنواختی برخوردار بود. با کمی دقت هم میشه فهمید که بیت کار بسیار شبیه به بیت "حسرت" از "حسین ابلیس" هست که البته آهنگساز بیت سکوت کار رو واقعا ملایم تر ساخته بود ولی بک گراند آهنگ و نوع اجرای کیک کاملا شبیه به "حسرت" ابلیس بود. بررسی و نقد کلی آهنگ : تکست کار واقعا سنگین بود و به نظرم رضا نکات بسیار جالبی رو تو آهنگ بیان کرد. در مورد استایل رضا هم باید بگم یه جورایی یه استایل نو از رضا رو دیدیم. استایلش نه شبیه آهنگای اخیرش (اشکاتو پاک کن، راهنما، ما می تابیم و ...) بود نه استایل کوبنده ی سابق رو داشت. به نظر میرسه رضا تو این استایل قوی تر از استایل قبلی کار کرد. جا به جایی قافیه ها تو این آهنگ هم از نکات جالب کار بود که این کار رو زیاد از رضا دیدیم. رضا پیشرو تو این آهنگ نقاط ضعفی هم داشت که واقعا به چشم میاد. اول اینکه در کل مشخص نشد که آهنگسازش کی هست. خودش یا حمید پناهی؟؟ علاوه بر اون آهنگ کاور مشخصی نداشت و من این رو واسه یه رپ کن که میخواد حرفه ای کار بکنه یه ضعف میدونم. تو تکست هم یه جاهایی سوتی هایی داد مثلا اونجا که حرف از پوشک و این حرفا بود !!! رضا میتونست یه جوری دیگه سر و ته این کار رو هم بیاره و به نظرم این نشون میده زیاد رو تکست کار نکرده. یا بخشی که میگه غلط کردی، به نظرم رضا بهتر بود از یه واژه ی دیگه استفاده میکرد. با اینکه این واژه معنی خیلی بدی نداره ولی خوب بد جا افتاده !!!! تکست آهنگ : اينترو : ميگن همه چه خوبه شيطان هيچ تسلطي بر من نداره من دنياي آبي خودمو نقاشي ميکنم و کاري به کسي هم ندارم نه .. فقط سايه مو دنبال نکن ! هيچ وقت کروس : چرا خيلي ها نا اميدن ؟؟ / من تو لحظات کمبودت با تو ميشم اون که بد بود و نارو ميزد باد و ميزد / آينه ي زندگيتو بکن صاف و بي خط نگو خيلي ها نا اميدن / من تو لحظات کمبودت با تو ميشم اون که بد بود و نارو ميزد بادو ميزد / آينه ي زندگيتو بکن صاف و بي خط ورس 1: نميمونيم زير ديوار نور هنوز تو آسمونه خدا به هممون ميگه بيا اين که يکي زياد يکي کم خودت ميخواي بشي در سفيديا سفيدن ببينم اووو با خودت چي کار کردي؟ تا چند وقت ديگه نور خورشيد ميره مياد سردي بي خود بيراه رفتي تو آدمي از اينجا شروع کن زندگي بي حالت ني زمين يه مدرسه اس با معرفت بي دردسري تو توش با قلب سبز اما سنگامون ميشن در قلبت تنگ امروزو ببين از آينده بعد بترس ماماااان برام کاراي زيادي کرد مرسي با تو وجود سياهي ام ترکيد نگاتيو عکسا زياد ميشن قيچي ديگه با خدام برام بيماري هم عيب ني کروس : چرا خيلي ها نا اميدن ؟؟ / من تو لحظات کمبودت با تو ميشم اون که بد بود و نارو ميزد باد و ميزد / آينه ي زندگيتو بکن صاف و بي خط نگو خيلي ها نا اميدن / من تو لحظات کمبودت با تو ميشم اون که بد بود و نارو ميزد بادو ميزد / آينه ي زندگيتو بکن صاف و بي خط ورس 2 : يه کم دورتر از بالاي کوه من حرف ميزنم بگو کي اونا رو گوش کرد ؟ آدماي هوشمند که پوشک نمي بندن و خوبن دوست سکوتن جلو سقوطمو گرفتن و دورتر گفتن بايد بي کدورت از غروب عبور کرد غولاي آهنين زيادن تو دنيا منم بدی های رو جا ميندازم تو گودال و ماه نمي نويسم و تو حبابم نيستم چرا روح من دست و پا زده انقد ؟ تو لجن جسم يعني باور کنم که دنيا قشنگه تو قفس چشم؟ بري بسازي يه جزيره بغل قشم مزنه ي دنيا رم بدي هرس کشت اراده کرد ديگه زندگي شده باب من واقعا ستاره ها رو لمس مي کنم هنگام شب کروس : چرا خيلي ها نا اميدن ؟؟ / من تو لحظات کمبودت با تو ميشم اون که بد بود و نارو ميزد باد و ميزد / آينه ي زندگيتو بکن صاف و بي خط نگو خيلي ها نا اميدن / من تو لحظات کمبودت با تو ميشم اون که بد بود و نارو ميزد بادو ميزد / آينه ي زندگيتو بکن صاف و بي خط ورس 3 : ميخوام اسير سکوت نشي نري ورقاتو پاره کني حرفاتو بروز ندي نيمکتا کهنه ميشن و سر همون صف آدماي پارسال واي نميسن نه تابعي هست نه عابري مرد من ميخوام خيابوناي واقعي تر خريدار ترکاي دستم هستي ؟ نه .. تو هم مثل همه اونا غلط کردي اين نيز بگذرد يه روز نوه هامو مي بينم خاندانم همه جا رو ميگيرن همه ي رفيقام دوستاي خدان ما هم ميشينيم شب و روز پاي دعا اما با دستا نه با افکارم تو درسا ميکشم هر ساعت ساعت در راه دوست بايد شارگ ها زد بيداريم تا بکنن ما رم باور اوترو : هر چي ميخواي تصور کن ... مال توئه فقط بد نباش !!! [ سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389 ] [ 20:22 ] [ داوود خدایاری ]
حذف شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
[ پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389 ] [ 21:16 ] [ داوود خدایاری ]
سلام اين ادرس وبلاگ جديدمه كه واسه طرفداراي استاد رضا پيشرو ساختم..تو اين وبلاگ همچنين اطلاعاتي در مورد رپ فارس و نقد بعضي اهنگاي رپ فارس رو خواهيد ديدتمام هدفم در اين وبلاگ اشنا كردن شما با رپ واقعيست نه اون چيزي كه امثال ساسي مانكن عليشمس اشكين0098 و بقيه خالطورها مي خونند كه متاسفانه خيلي از دوستان به اشتباه انرا رپ مي نامند به هر صورت اميدوارم در اين وبلاگ زود به زود اپ كنم اگه درس و دانشگاه اجازه بده و همچنين اگه شما با نظراتتون مارو دلگرم كنيد [ یکشنبه دوم اسفند 1388 ] [ 21:57 ] [ داوود خدایاری ]
مصاحبه حسین مخته حسین توی برنامه نوای آریایی اومد و کلی حرف های جنجالی زد... جدیدترین اخبار از بهرام و دیوار رکوردز : ۱- کلیپ فوق العاده بمب اینجا ایرانه: همانطور که میدونید آهنگ اینجا ایرانه با مضمونی اجتماعی در البوم اخیر بهرام سر و صدایی به پا کرد که مدت ها بود که رپ فارسی کمتراز این اهنگ های قوی به خودش دیده بود. ضمن اینکه بنا به دلایل فنی وسیاسی بهرام در این کلیپ حضور نداره. و این کلیپ یه کار ارشیوی می باشد. محل های فیلم برداری شده: شهدا- هفت تیر-تجریش-فرشته-صادقیه-رسالت-مجیدیه-پاسداران-خاک سفید- میدان خراسان اما به دلیل مشکلاتی که برای دیوار رکوردز پیش اومده معلوم نیستش که کی بیرون میاد. ۲- آهنگی که قرار بودش که از بهرام و عرفان با نام این و بفهم بیرون بیاد این آهنگ بمب هم معلوم نیستش که کی بیرون میاد. اسم:حسین نام خوانوادگی:موسوی سن:۲۱بهمن۱۳۶۶ غذای مورد علاقه:قرمه سبزی تحصیلات:مهندسی کامپیوتر قبلا ساکن:فلکه سوم تهران پارس حال ساکن:شهرک غرب(البته الان دوبیه) وضعیت:فعلا مجرد ولی عاشق یه دختر خارجی(خیلی اسکله دختره شبیهه افغانیاست) توضیحات: از سال ۷۹ علاقه ی شدیدی به رپ پیدا کرد و در سال ۸۱ شروع به خواندن کرد و به اولین خواننده های رپ فارس پیوست . شایان و برو بکس زد بازی و پیشرو و هیچ کس و امزیپر از جمله کسانی هستند که حسین تو رپ قبولشون داره(قبول داشتن با دوست داشتن فرق می کنه ها) حسین تو اهنگاش به واقعیت های تلخ زندگی اما به صورت طنز و خنده دار اشاره کرده که بسیاری از جوانان با همین اهنگا می رقصند. ۲تا سوال از حسین: ۱-چه رپرهایی رو دوست داری؟زد بازی و ابلیس و هیچکس و شایان و دیو و پیشرو ۲-با این همه در و داف که دورته چیکار می کنی؟(می خنده)برج می سازم!ای بابا داف چیه؟بی خیال!(قابل توجه دخترای عشق تهی ! تهی اصلان دافاشو ادم حساب نمی کنه ) داستان جدا شدن ساسی و مخته به زبان ساسان من(ساسی) و حسین از دوستان قدیمی هستیم که تو یه مدرسه و کلاس درس خوندیم . ما با هم دیگه رپ رو شروع کردیم و با هم دیگه هم معروف شدیم . تا این که به ویدئو اهنگه گوشواره رسیدیم . حسین معتقد بود که باید تو این موزیک ویدئو اشکان هم حضور داشته باشه . و من با دلیل و منطق میگفتم اون صدایی که باید واسه این موزیک داشت رو اقای اشکان نداره . البته اشکان از اقوام خود حسین هستش . قرار شد ما صبر کنیم تا سر فرصت این داستان رو حل کنیم که متاسفانه خبری شنیدم که حسین و اشکان اسم این موزیک رو تغییر دادن . اون ها رفتن اهنگ رو خوندن و ما هم خوندیم . ما با نام گوشواره و اونا با نام جیگر طلا (که اهنگ گوشواره ترکوند و جیگر طلا به جایی نرسید . البته اینو من نمیگم . اینو نظر سنجی های انجام شده تو سایت ها و وب های رسمی رپ میگه ) سر این موضوع بین ما هم بهم خورد . (خیلی ها معتقدند تمام این قضایا تقصیر اشکان چون میگن اون مخ حسین رو زد که برن موزیک نا موفق جیگر طلا رو بخونن . نظر شما چیه.؟ ) دلیل جدایی رضا و اتیش خیانت رضا به اتیش بود.رضا با نانا که در اهنگ من خنگ شدم با دیاکو و فلاکت می خونه رابطه داشته.اتیش رضا رو مخاطب قرار داده و گفته واقعا برات متاسفم اقای هوسباز پس تو اهنگه واقعیت حرف دلتو زدی. زندگی یه بازی نیست بلکه هوس تو خلوته مسیر معین بنبستی به نام شهوته دلایل ما برای اثبات بهم زدن رضا و اتیش ۱از وب رضا اهنگای اتیش پاک شد. ۲اهنگ داد بزن که رضا خونده درباره ی همین موضوعه. ۳بهراد که با اتیش چت می کرده اتیش بهش گفته. ۴تو برمودا موضوع بهم زدنشونو نوشته. [ دوشنبه پنجم بهمن 1388 ] [ 0:53 ] [ داوود خدایاری ]
میرحسین موسوی : خواهرزاده من با بقیه شهدا تفاوتی ندارد میرحسین موسوی، علیرغم اصرار اطرافیان برای انتشار بیانیه ای به مناسبت شهادت خواهر زاده اش گفته است که او هیچ فرقی با بچه های مردم که شهید شدند نداشت و حاضر نیست چنین بیانیه ای منتشر کند. یکی از نزدیکان میرحسین موسوی به خبرنگار جرس گفت: میرحسین موسوی در مقابل اصرار اطرافیانش گفته است که علی ، مثل سهراب و اشکان و بقیه جوانانی بود که شهید شدند و هیچ فرقی با بقیه ندارد. پیام تسلیت خانواده شهید بهشتی به میرحسین موسوی خانواده شهید بهشتی در پیامی به شهادت رسیدن خواهرزاده میرحسین موسوی در مراسم ظهر عاشورا را تسلیت گفتند.
متن این پیام به شرح زیر است : حضور محترم جناب آقای مهندس میر حسین موسوی شهادت خواهرزاده حضرت عالی شادروان سید علی حبیبی موسوی خامنه را به شما و بازماندگان تبریک و تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای ایشان علو درجات و برای خانواده صبر و بردباری مسئلت داریم. خانواده شهید آیت الله دکتر بهشتی اسامی شهدای امروز در تهران
در حالیکه نیروی انتظامی بعد از تناقض گویی فراوان مسوولان این نهاد نظامی، به شهادت 5 نفر در روز عاشورا اعتراف کرد ،اما تاکنون اشاره ای به هویت شهدای سبز نکرده است.
سید علی حبیبی موسوی، خواهر زاده میرحسین موسوی ، یکی از شهدای امروز است که نام او پیشتر اعلام شده بود اما بر اساس گزارش های مردمی به جرس ، اسامی سایر شهدای امروز بدین شرح است : مهدی فرهادی نیا ، محمد علی راسخی نیا ، امیر ارشدی ، شهرام فرجی یا حسین میر حسین 1-ساعت ده صبح اولین تجمع در حوالی میدان امام حسین اغاز شد تعدادمان کم بود و در حالیکه جمعیت رو به افزایش میرفت نیروهای تا بن دندان مسلح گارد ویژه اولین حمله خود را شروع کردند چند گاز اشک اور و بعد هم جای شما خالی باتوم را نوش جان کردیم 2-قصه روشن شد امده بودند تا به هر نحوی شده نگذارند که مردم تجمع داشته باشند اما کور خوانده بودند این ملت اگر قرار بود به پیشت حضرات میدان را خالی کند که با اینهمه رجز و ارعاب شمایان وارد گود نمی شد. با دوستان همراه و دیگر همرزمان سبز در حوالی میدان فردوسی دوباره جمع شدیم اینبار با گذشت ساعتی جمعیت بسیار بیشتر شده بود و مردم شروع به سینه زنی و شعارهای معتدل کردند اما دوباره حمله اغاز شد دهها موتور سوار گارد ویژه با حمله شدید به مردم و استفاده بی حد و حصر از گاز اشک اور در صفوف ما ایجاد اختلال کردند ولی درود بر غیرت تک تک این مردم از پیر و جوان و بخصوص شیر زنان سرزمینم . تا حمله می کردند با فرار به کوچه های مشرف دوباره سامان می گرفتیم و جمعیت دوباره سرازیر می شد و شعارها دیگر بوی تندی گرفت نرسیده به میدان فردوسی در خیابان زراندیش و خیابان موسوی درگیری شدید شد صدها نیروی لباس شخصی و جان بر کف با سنگ و اجر به مردم حمله کردند و مردم نیز متقابلا جواب دادند صحنه های عجیبی بود. از فرط گاز اشک اور چشمهایمان باز نمی شد و نفس نمی توانستیم بکشیم ولی جای عقب نشینی نبود مثل جنگهای پارتیزانی شده بود حمله می کردند و ما به کوچه ها و خانه های مردم فرار می کردیم و تا لحظه ای دور می شدند دوباره در میدان بودیم . 3- نیروهای جان بر کف به شدت دچار حمله گیری مزمن شده بودند و دختر و پیر و جوان را هر کجا که گیر میاوردند بشدت مورد عنایت باتوم خود قرار میدادند زبان قاصر است از اینهمه دریدگی ؟! واقعا مانده بودم اینها مگر ایرانی نیستند مگر نان این اب و خاک را نخورده اند چگونه راضی می شوند هموطن خود را اینچنین بیرحمانه مورد حمله قرار بدهند انهم در روز عاشورای حسینی کاش اگر دین نداشتند ازاده بودند 4- جو که ارام تر شد و امکان امدن به خیابان فراهم امد دوباره وارد خیابان انقلاب و میدان فردوسی شدم تا دوستی عزیز را که بر اثر ضربات باتوم نای راه رفتن نداشت را بیابم و به جائی برسانم اما اینبار به ناگهان تمامی موبایلها را از دسترس خارج کردند و نشد. با نگرانی فراوان به سمت خیابان ویلا رفتم دود غلیظی از خیابان ورشو به هوا برخاسته بود در راه چندین موتور سوخته شده و سطل اشغالهای اتش زده شده نشان از عمق درگیری میداد ، در خیابان ورشو و در تمامی چهار راههای خیابان ویلا درگیری و جنگ و گریز ادامه داشت هجوم شدید لباس شخصیها و پاسخگوئی محدود مردم ادامه داشت دوستان دیگر را اتفاقی دیدم و با خودروی انان در اطراف چرخی زدم تا جویای حال مناطق دیگر نیز باشم 5-حوالی چهارراه دانشجو و در ابتدای پل کالج یک بانک اتش گرفته بود و اسفالت خیابان نیز بر اثر شدت درگیری کنده شده بود چندین موتور سوخته نیز بود و دوستان ! مشغول جمع اوری بقایای موتورهای سوخته بودند در تمامی مسیرها نشانه حضور مردم و درگیری با انان بود تا قبل از قطع شدن موبایلها خبر از ازدحام جمعیت در میدان انقلاب میدان ولیعصر و تمامی خیابانهای منتهی را نیز از دوستان داشتم تعداد جمعیت بسیار زیاد بود ولی با شدت برخورد نیروهای نظامی جمعیت تکه تکه بود و اجازه یکدست شدن جمعیت را ندادند. از حواشی: 1-همراهی ساکنان منطقه و همراهی انان برای پناه دادن به مردم بسیار قابل توجه و ستودنی بود واقعا نشان دادند که شرف و غیرت ایرانی در همه حال و هر موقعیتی غیر قابل انکار است 2-مردمی که به هر دلیلی نتوانسته بودند در جمع راهپیمایان حضور داشته باشند با بوق ممتد و ایجاد ترافیک سبز همراهی می نمودند و صد البته تعداد زیادی از ماشینها بدست نیروهای مشرف! دچار اسیب های شدید شدند و حداقل بیش از بیست ماشین را خودم به چشم دیدم 3-تعداد نیروهای لباس شخصی بسیار زیاد و سازمان دهی شده بود و خشونت انان از همیشه بیشتر بود استفاده از الفاظ رکیک و ناسزا هم بوفور شنیده می شد 4-بعد از ارامش جو یک لشکر عظیم 1000 نفری از مخلصان همیشه در صحنه و شعارهای دشمن شکن انان مایه مسرت فراوان گردید بخصوص تیکه ما شا الله حزب الله!! که با خنده ملیح مردم مستمع همراه بود و بنده نزدیک بود به علت همین لبخند دچار حمله و چنگال این عزیزان قرار گیرم 5-واقعا" و از صمیم قلب از اینهمه عظمت و ایستادگی هموطنانم لذت بردم حقا که حسینی هستید و زیر بار ظلم نمیروید 6-چندین نفر از مردم به شدت زحمی شدند یک نفر چاقو خورده بود و چند نفر از انوری ها هم مورد لطف مردم قرار گرفته بودند 7-من اصولا با خشونت در هر حالی مخالفم ولی شک نداشته باشید اینجور که این حضرات با مردم برخورد می کنند و فضا را ملتهب می کنند در اینده شاهد اتفاقات تند تری خواهیم بود که می گویند: انکه باد میکارد طوفان درو می کند. کاش عقلانیتی بود همین [ دوشنبه هفتم دی 1388 ] [ 2:6 ] [ داوود خدایاری ]
یک چشم ( پیشرو- نابغه – آرمان )
به نام حق به نام بزرگترین بزرگترین ها به نام صلح به نام برکت به نام آزادی به نام کسی که تمام کهکشان ها و زمین مال اونه به نام خدا
تو بهترینی اگه باشی با خدا قوی شی من چیزایی دیدم که شما ندیدین با خدا غمی نی ما با دنیا جنگیدیم یه بار گفتم با خدا غمی نی
یک چشم داشته باش با یک دل واژه واژه جلو برو صادق واسه خدا با صفاتی سالم آره زندگی باتوم سازگاره مانع های جلو راه چیزی نی واسه عاشق
زیر آسمون در حال شکریم مگه میشه سایه بون همواره بردیم تورو زیر سایه بون در امان از خورشید زیر سایه بون بون بون
هنوزنسیم صبح میوزه من نزدیک خودشم که خدا هم اون چیزی رو که من هستم بهم ببخشه ما جمعه شبا تخم طلا میکاریم تو خواب که مرده هامونم نیستیم ما دزد دریا تا الان برده فریاد میگم از قول غم ها چون دست خطای رو ساحلو برده موج دریا اما هر گاه به انبار گذشته میرم درهای فردا به روم بسته میشه و میبینم تنهای تنهام
یک چشم داشته باش با یک دل واژه واژه جلو برو صادق واسه خدا با صفاتی سالم آره زندگی باتوم سازگاره مانع های جلو راه چیزی نی واسه عاشق
همیشه حالم خوب نی باید داد زد و جیغ؟ نه هرکی به آخر رسید ماتمو دید مرد من مبارز رو دامنه ی کوهم ،اسیرم اسیر چیزی که تو نبودی بودم عزیزم فهمیدم همه ی آدم ها اونقدر کثیفن که تو سیاهی غرق میشن و روزم ندیدن همیشه هم مست زندگی ام تا قلبم میزنه چون عطر همین لحظه منو تا خلوت میبره
یک چشم داشته باش با یک دل واژه واژه جلو برو صادق واسه خدا با صفاتی سالم آره زندگی باتوم سازگاره مانع های جلو راه چیزی نی واسه عاشق
زیر آسمون در حال شکریم مگه میشه سایه بون همواره بردیم تورو زیر سایه بون در امان از خورشید زیر سایه بون بون بون
آه نابغه آرمان مثل همیشه کی اینجاس پسر کی بیتو زده ها؟ پیشرو
یک چشم داشته باش با یک دل واژه واژه جلو برو صادق واسه خدا با صفاتی سالم آره زندگی باتوم سازگاره مانع های جلو راه چیزی نی واسه عاشق
نقد اهنگ معناگرای هوهو چی چی اثری فوقالعاده از پیشرو تا بحال در رپ فارسی تکست های به قول معروف سنگین با مفهوم های تقریبا" نامشخص و گاها" طعنه آمیز را در کارهای پیشرو کاملا" لمس نموده ایم ، و تا امروز پیشرو جزء معدود کسانی بوده که مفهوم اصلی شعرهایش را در پس قالبی با واژه های قابل تفکر پنهان نموده است . هو هو چی چی نیز یکی از آن موزیک هایی است که در وحله ی اول متوجه پیام اصلی شعرش نشده و با تامل و البته تمرکز بر روی شعرش متوجه ذات مصرع هایش میشویم . این موزیک دارای شعری قابل بحث و تشبیه های جالبی است که به آنها رسیدگی میکنیم .
بحث کلی این تکست آن طور که به نظر میرسد از آینده ای صحبت میکند که قرار است به صورت گلچین شده انسانهایی را جهت تغییر کلیت اوضاع اجتماعی و مالی کنونی اشخاصی (نه همه ی انسانهای دنیا) برانگیزد و معرف نسلی است که قرار است وضعیت موجود را (از نظر شاعر یا همان texter) به کلی با تغییر مواجه کنند و با اعتقاد نداشتن به کوچکترین خرافاتی کارهایی را انجام دهند که به نوعی دور از انتظار است :
خرافاتی نباش نگو جن داره خانه دراز بکش آروم روی شن های ساحل و با نقاب دلقک – با من زمزمه کن آرامش تا ابد – زنده باد آزادی بگو مادرا بخونن بعد از قصه ها لالایی چون با این نسل جدید ما اتفاقا داریم پیش رو و باید منتظر استعفاها باشیم چون روزی میرسه که باید به اختراعا ش…
در verse 2 مقایسه ای از گذشته تا به حال فردی ذکر شده که از پشت گاری نشینی در اصفهان با گذر زمان و با هر دلیلی ، حال شده تاجر میلیونی و مقیم در بهترین هتل پاریس اما مسئله این است که به هر حال ایرانی در خیلی از کشورهای دنیا هرچه باشد به هر حال ایرانیست!! حتی با گذشته ی خوب .
میشینی تو ماشین - فاز میگیری با بیت تو بهترین هتل پاریس اقامت میکنی که بگی هایی (high) برو بابا حاجی – فکر کردی ما خوابیم؟ نه تصویرا رو داریم مثلا تو پشت اسبت تو اصفهان میروندی گاری حالا م شدی سرمایه گذار میلیونر تاریخ آخرش بت چی میگن؟ یه ایرونی خالی مجبوری تا آخر عمرت بی روحیه باشی
اما در آخر verse شاعر به نکته ای امیدوار کننده اشاره میکند :
وقتی بری تو عمقمون از یه آسیایی حالت بهم نمیخوره و میگی آریایی شاهه
و این یعنی ما ، آریایی هایی هستیم که اولین نسل بشر بر پایه ی وجود ما شکل گرفت و تمدن از ماست در verse 3 که منبع کنایه های این text است غول چراغ به معنایی میتواند خدا و پارویی از جنس طلا همان شانس باشد که باعث گریز از وضعیت کنونی و جایگزینی اقبالی بهتر از اینهاست که البته خواستار عظمی جزم و پشتکاری هماهنگ و گسترده و انتخاب راهی درست است .
غول چراغ اگه به من یه پارو از جنس طلا بدی دریای سیاهو فتح میکنم با علاء الدین کوروش بعدی منم و زمین گردو مثل توپ فوتبال با سر میزنم تو گل آینده و خیلی راحت میبرم
من همیشه واسه پیدا کردن مسیر گنج از رو نقشه میرم
و در آخر verse از کسانی که مایل و توانا به ایجاد تغییرات هستند دعوت به عمل آمده است!! چون حرکتی عظیم خواستار همبستگی و همکاری افراد است
کسی نگه که من خودم کلید دارم میرم تو قطار من کسایی که بیلیت دارن اینور
[ شنبه پنجم دی 1388 ] [ 2:12 ] [ داوود خدایاری ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ] | ||